کانون دمکراسی آزربايجان

Azərbaycan Demokrasi Ocağı / Azarbaijanian Democracy Institute

سخنرانی دکتر صدیقه عدالتی در پارلمان ایتالیا


اعضای محترم پارلمان وسنای ایتالیا

خانم ها، آقایان

به نام جنبش فدرال دموکرات آزربایجان و همچنین بعنوان عضو کنگره فدرال ملل ایران ، میخواهم قدردانی خود را از یو. ان. پی. او که این سمینار را تشکیل داده و این فرصت را در اختیار ما گذاشته که اندیشه های خود را در رابطه با موانع عبور به دموکراسی در ایران بیان کنیم ، ابراز دارم.من در صحبت هایم به این موانع اشاره کرده و راه رفع این موانع و همچنین به استراتژی مان  اشاره خواهم کرد.

علت اساسی فقدان دموکراسی در ایران حاکمیت دیکتاتوری دینی اوتوریتر است.30 سال است که کشور از طرف رهبران دینی اداره میشود.گفته میشود دولت ایران از سوی خدا رهبری و هدایت میشود.

درایران تئوکراسی بنیاد قدرت سیاسی است. در اینجا دولت تنها مانع رشد وترقی نیست در عین حال آزادی اندیشه، بیان، و وجدان نیز ممنوع است. کوتاه سخن در ایران هر انچه که به پایه های دموکراسی برمیگردد قدغن است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی،دین اسلام را دین رسمی ایران اعلام کرده و امتیاز ویژه ای به مذهب شیعه داده است.این ترجیح و امتیاز مذهب شیعه همبستگی مردم ایران را از بین برده است. این قانون اساسی، رسما وعلنا برابری حق شهروندی برابر را انکار و بر طبقه بندی مردم ایران به شهروندان درجه یک و درجه دو تاکید دارد. در این قانون اساسی ملیت های غیر فارس زبان، مسلمانان اهل سنت، زنان و اقلیت های مذهبی غیر مسلمان مورد تبعیض جدی هستند.

یکی دیگر از موانع دموکراسی شرکت ندادن ایرانیان غیرفارس در قدرت سیاسی است.برای مثال باوجود اینکه ترکان ایران بزرگترین ملت میباشد ، در قدرت سیاسی شرکت ندارند.

جمهوری اسلامی ایران سیاست بلند مدت پهلوی ها را مبتنی بر آسیمیله کردن ترکها با ممنوع کردن زبان مادری و مانع تراشی در مقابل استفاده از فرهنگ ملی شان ،نه تنها ادامه میدهد، بلکه از هر جهت سیاست ضد ترکی شاه را تشدید کرده است. هدف  حکومت اسلامی از این سیاست ضد ملت های غیر فارس زبان و ملت ترک عقب نگهداشتن ملتهای ساکن ایران و بی اثر کردن نقش و رل آنها در جامعه ایران است.

ممنوع کردن آموزش به زبان مادری ملل ساکن ایران ، باعث ضعف تفکر تحلیلی، پرسشگری و مجادله و انتقاد در میان ملل غیر فارس زبان شده است.

سیاست تبعیض آمیز جمهوری اسلامی باعث شده رشد اقتصادی مناطق غیر فارس نشین بشدت ضربه ببیند. برای مثال در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی سرمایه گذاری در کرمان بیش از 300 برابر آزربایجان جنوبی بوده است.

پیش از انقلاب 1979 آزربایجان شرقی دومین استان صنعتی کشور بود و چند سال پس از انقلاب به 17 مین رده نزول کرده است.

آزربایجان جنوبی بنیانگذار نظام تعلیم و تربیت و مدرسه مدرن بوده است.دومین دانشگاه در ایران در تبریز گشوده شده و اولین روزنامه در تبریز منتشر گشته است. با وجود این سابقه درخشان آزربایجان هم اکنون ازجهت باسوادی در رده بیستم در کشور قرار دارد. 

یکی دیگر از موانع مهم دموکراسی درایران محروم بودن زنان از حقوق شان است. از همان اوایل تاسیس جمهوری اسلامی آپارتاید جنسی در ایران حاکم است. قانون اساسی جمهوری اسلامی بطور صریح زنان را شهروندان درجه دو در نظر میگیرد. پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی برای زنان محدودیت های اعمال شده است.برای نمونه حجاب اجباری ویا ممانعت از حق قضاوت در دادگاه ها.

ما جنبش فدرال دموکرات آزربایجان برای از میان بر داشتن این موانع پیشنهادات استراتژیک زیر را ارایه میدهیم:

1 ) به نظر ما همکاری جنبش های اجتماعی  زنان، ملیت ها و کارگری  و جنبش آزادیخواهی برای تغییر رژیم و جایگزینی آن با  یک سیستم لائیک و دموکراتیک ضروری است.بدون این همکاری تغییر رژیم غیر ممکن است.

2) ما با مداخله نظامی  قدرت های خارجی برای تغییر رژیم مخالفیم و معتقدیم که این نوع مداخله ها  در وهله اول جناح حاکم را تقویت میکند و دولت امنیتی پادگانی را در سرکوب مخالفان شدت میبخشد و آن را توجیه پذیرتر میکند.

3) به نظر ما تحریم های اتخاذ شده از طرف شورای امنیت  سازمان ملل و پیشنهادهای تحریم های تازه وزرای خارجه اتحادیه اروپا در رابطه با جمهوری اسلامی درست است ومیتواند جمهوری اسلامی را بطور جدی تحت فشار قرار دهد!

البته دولت های غربی باید تلاش کنند که این تحریم ها مستقیما حکومت ایران را هدف قرار دهد و بر زندگی اقشار کم در آمد تاثیر نگذارد.

 4) به نظر ما یکی از علت های اصلی دیکتاتوری در ایران تمرکز فوق العاده  قدرت سیاسی در مرکز ( تهران) است.باید این تمرکز قدرت بین ایالت ها تقسیم شود. ما معتقدیم ساختار فدرالیستی میتواند تمرکز قدرت را بشکند. البته فدرالیسم بخودی خود دموکراسی نمی آورد ولی بهر حال زمینه دموکراتیزه شدن دولت وجامعه را فراهم میسازد. ـ به طور خلاصه ما فدرالیسم اتينيک (ملی) را پیشنهاد میکنیم.

جمهوری فدرال ايران از اتحاد داوطلبانه ملل و اقوام ساکن ایران و مبتنى بر موازين دمکراتيک و ساختار فدراليستی ملی (اتينيک) و اصل دو پارلمانی تشکیل ميشود.

5)  به نظر ما تنها آن قانون اساسی ای که بر اصول سکولاریسم و لائسیسم و شهروندان برابر حقوق استوار باشد و کثیرالمله بودن کشور ایران را به رسمیت بشناسد و همه زبان های ملیت های مختلف ساکن ایران را بعنوان زبان های رسمی بشناسد و ساختار فدرالیسم اتنيک (ملى) را بجای این ساختار فوق متمرکز کنونی بنشاند، می تواند متحد کننده آحاد مردم ایران که در جغرافیای سیاسی کشور ایران زندگی می کنند، باشد.

صدیقه عدالتی  2010

10 ژوئیه 2010 - Posted by | فارسی, فدرالیسم, بیانیه - آچیقلاما, حقوق اقوام | , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s