کانون دمکراسی آزربايجان

Azərbaycan Demokrasi Ocağı / Azarbaijanian Democracy Institute

به مناسبت 21 آذر – متجاسرين

اورمولو تايماز

آزربایجان میللی حکومتی

21آذر بي شك واقعه اي است كه اثرات آن ده ها سال است كه پا برجاست . 21آذر يك واقعه عادي در حيات ملت آزربايجان نيست بلكه روح سيال يك ملت است كه تا برپايي كليه حقوق ملت آزربايجان در كنار ما خواهد ماند. هيچ كس نمي تواند منكر پيوستگي تاريخي اين واقعه باشد . حركت ملي هويت طلبي ، چيزي كه اكنون حركت ملي آزربايجان خوانده مي شود قطعاً ادامه واقعه 21آذر و ادامه خواست هاي آزربايجان جنوبي است كه در دوران حكومت ملي آزربايجان در سال 1324دولت مستعجلي را تشكيل و به منصه ظهور رساند و حسرت آن دوران طلايي در جسم و جان و خاطره آزربايجانيها باقي خواهد ماند. اما دولت فاشيستي پهلوي ، آزربايجاني هاي وطن پرست را متجاسر مي ناميد . اين نام به طرفداران جمهوري مهاباد و قيام ميرزا كوچك جنگلي هم گفته مي شد . در فرهنگ عميد در مقابل واژه متجاسرين چنين آمده است : كسي كه اظهار دليري و جسارت كند. در خاطرات سرهنگ زنگنه كه بعد ها تيمسار شد و فرمانده قواي دولتي در اورميه بود جا به جا به واژه متجاسرين برخورد مي كنيم . در شرح حال اين واقعه از هر دو طرف كتاب ها ي مختلف نوشته و منتشر شده و اكنون در بازار موجود مي باشد . سال گذشته اينجانب به فراخور يك وبلاگ و حوصله خوانندگان سلسله مقالاتي پيرامون اين موضوع نوشته وبا نام به مناسبت 21آذر، منتشر كردم كه مورد توجه بسياري از دوستان و سايت هاي مختلف آزربايجاني قرار گرفت . اين مقالات را از قسمت دانلود كنيد سايت هاي اورمو آزه ربايجانين قلبيدير و سايت قاراقاشقا مي توانيد دانلود كنيد . امسال مي خواهم سراغ  واژه متجاسرين بروم و برخي اسناد و نوشته جات در اين باب را به نظر خوانندگان برسانم .

پس از اشغال آزربايجان و كشته شدن هزاران نفر ، هزاران نفر ديگر به اجبار از مرز گذشته و وارد خاك اتحاد جماهير شوروي شدند. اكنون هزاران قطعه زمين زراعي ، باغات ، مغازه ها و خانه هاي اين كشته شدگان و فراريان بي صاحب مانده بود و فرصت طلبان و صاحب منصبان دولتي دندان طمع را براي تصاحب اين سرمايه ها تيز كرده بودند . لذا مجلس شوراي ملي در تاريخ سي ام فروردين 1339پس از سالها تصرف غير قانوني اموال مردم صورت قانوني به اين عمل داد:

قانون راجع به اجازه ضبط اموال متجاسرین آزربایجان و کردستان وتصفیه مطالبات و خسارات اشخاص
‌مورخ 30 فروردین  1339 ‌ماده واحده – کلیه وجوه نقد و اموال منقول و غیر منقول متجاسرین آزربایجان وکردستان و احزاب غیر قانونی دموکرات آزربایجان و کومله‌کردستان که درتصرف دولت است به ملکیت دولت شناخته می‌شود و به دولت اجازه داده می‌شود مطالبات و خسارت مورد ادعای دولت و اشخاص‌و مؤسسات غیر دولتی را از متجاسرین که تا آخر اسفند 33 کتباً به وزارت دارایی اعلام شده به وسیله کمیسیونی مرکب از دادستان استان وپیشکار‌دارایی مورد رسیدگی قرار داده و مبلغ مورد تصدیق را به هیأت وزیران گزارشدهد که پس از تصویب با اخذ سند ترک دعوی به ذیحق پرداخت شود.
‌تبصره – پرداخت مطالبات مردم مقدم بر دولت می‌باشد. وزارت دارایی و دادگستري مأمور اجرای این قانون است.
‌قانون فوق که مشتمل بر ماده واحده و یک تبصره است در جلسه سه‌شنبه سی‌ام فرورد ين ماه یک هزار و سیصد و سی و نه به تصویب مجلس شورای‌ملی رسیده است.
‌رییس مجلس شورای ملی – رضا حکمت
‌قانون بالا در جلسه 1339/3/4 به تصویب مجلس سنا رسیده است.

درسال 1383تعدادي از وراث قانوني فراريان و كشته شدگان اين واقعه غم انگيز طي طرح دعوا در محكمه اسلامي خواستار ابطال اين قانون ظالمانه شدند ولي معاونت قضايي وقت مدعا رد نمود. حجت‌الاسلام والمسلمين رازيني و با حضور رؤساي شعب بدوي و رؤسا و مستشاران شعب تجديدنظر اقدام به انشاي راي نمودند:

ابطال دستورالعمل اجرائي قانون فروش املاك بجاي مانده از متجاسرين مصوب 43 موضوع ابلاغيه شماره 6/5992/19165 مورخ 6/10/63 19/7/1383

ابطال دستورالعمل اجرائي قانون فروش املاك بجاي مانده از متجاسرين مصوب 43 موضوع ابلاغيه شماره 6/5992/19165 مورخ 6/10/63

تاريخ: 19/7/1383 شماره دادنامه: 341
كلاسه پرونده: 786/82
مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري
شاكي: آقاي محمدرضا محمدزاده بوكالت از محترم زماني و غيره.
موضوع شكايت و خواسته: ابطال دستورالعمل اجرائي قانون فروش املاك بجاي مانده از متجاسرين مصوب 43 موضوع ابلاغيه شماره 6/5992/19165 مورخ 6/10/63.
مقدمه:
شكات بشرح دادخواست تقديمي اعلام داشته‌اند، طبق ماده واحده قانون اجازه ضبط اموال متجاسرين آزربايجان و كردستان و تصفيه مطالبات و خسارات ناظر به ماده واحده مربوط به اجاره فروش املاك ضبطي متجاسرين آزربايجان و كردستان «كليه وجوه و اموال منقول و غيرمنقول متجاسرين آزربايجان و كردستان و احزاب غيرقانوني دموكرات آزربايجان و كومله كردستان كه در تصرف دولت است به ملكيت دولت شناخته مي‌شود و به دولت اجازه داده مي‌شود مطالبات و خسارات مورد ادعائي دولت و اشخاص و مؤسسات غيردولتي را از متجاسرين كه تا آخر اسفند 33 كتباً به وزارت دارائي اعلام شده بوسيله كميسيوني مركب از دادستان و پيشكار دارائي مورد رسيدگي قرار داده مبلغ مورد تصديق را به هيأت وزيران گزارش دهد كه پس از تصويب با اخذ سند ترك دعوي به ذيحق پرداخت شود». تبصره، پرداخت مطالبات مردم مقدم بر دولت مي‌باشد. اعمال قانون مذكور منوط به تحقق چند شرط است. الف – وجوه نقد و اموال منقول و غيرمنقول اگر در تصرف دولت باشد به ملكيت دولت شناخته مي‌شود. ب – فروش املاك ضبطي با قيد منوط و موكول به وجود مطالبات و خسارات مورد ادعاي دولت و اشخاص و مؤسسات غيردولتي از متجاسرين و تصويب هيأت وزيران مي ‌باشد. بنا بمراتب دستورالعمل معترض‌عنه كه بدون توجه به قيود فوق‌الذكر تنظيم گرديده مغاير با موازين قانوني و شرعي بوده تقاضاي ابطال آنرا دارد. در لايحه تكميلي تقديمي سطر ششم و مواد 2 و 3 دستورالعمل مورد شكايت را مغاير موازين شرعي اعلام نموده‌اند. معاون قضائي دفتر حقوقي وزارت امور اقتصادي و دارائي در پاسخ به شكايت مذكور طي نامه شماره 422/91 مورخ 5/2/83 اعلام داشته‌اند، گرچه ضروري بنظر نمي‌رسد كه در تنظيم دستورالعمل مندرجات قانون عيناً تكرار شود ليكن در مقدمه دستورالعمل و مواد 1 و 2 آن با توجه به عنوان قانون سال 43 از عبارت «املاك ضبطي» استفاده شده علي‌الخصوص عبارت «املاك ضبطي متجاسرين كه در مالكيت دولت مي‌باشد». در مقدمه دستورالعمل به مفهوم املاكي است كه قبلاً توسط دولت تصرف گرديده ضمناً ماده واحده قانون مربوط به اجازه فروش املاك ضبطي متجاسرين آزربايجان و كردستان صرفاً ناظر به املاك است كه وفق ماده واحده اجازه فروش املاك متجاسرين به وزارت دارائي داده شده و دستورالعمل نيز صرفاً مبين نحوه فروش املاك مي‌باشد. لذا خسارات وارده كماكان براساس قانون سال 39 و با تصويب هيأت وزيران قابل پرداخت خواهد بود كه در دستورالعمل شيوه‌اي خلاف آن پيش‌بيني نشده است. نظر باينكه دستورالعمل مورد شكايت مغايرتي با قوانين سال 39 و 43 ندارد لذا تقاضاي رد شكايت شاكي را مي‌نمايد. دبير محترم شوراي نگهبان در خصوص ادعاي خلاف شرع بودن قسمتهائي از دستورالعمل مورد شكايت طي نامه شماره 8394/30/83 مورخ 12/6/83 اعلام داشته‌اند، موضوع سطر ششم و مواد 3 و 5 دستورالعمل اجرائي قانون فروش املاك بجاي مانده از متجاسرين مصوب 43 در جلسه مورخ 11/6/83 فقهاي معظم شوراي نگهبان مطرح شد كه نظر فقها بشرح زير اعلام مي‌گردد، چون موضوع دستورالعمل مورد شكايت «املاك ضبطي متجاسرين است كه ملك دولت مي‌باشد». و اين املاك هم بموجب قانون مصوب 30/1/39 ملك دولت شناخته شده است فلذا دستورالعمل مذكور از جهات اشاره شده در شكايت خلاف موازين شرع شناخته نشد. هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ فوق به رياست حجت‌الاسلام والمسلمين رازيني و با حضور رؤساي شعب بدوي و رؤسا و مستشاران شعب تجديدنظر تشكيل و پس از بحث و بررسي و انجام مشاوره با اكثريت آراء بشرح آتي مبادرت بصدور رأي مي‌نمايد.
رأي هيأت عمومي
الف – بشرح نظريه شماره 8394/30/83 مورخ 12/6/83 فقهاي محترم شوراي نگهبان سطر ششم و شقوق 3 و 5 دستورالعمل اجرائي قانون فروش املاك بجا مانده از متجاسرين مورخ 6/10/63 وزارت امور اقتصادي و دارائي خلاف موازين شرع شناخته نشده است بنابراين ابطال موارد فوق‌الذكر در اجراي قسمت اول ماده 25 قانون ديوان عدالت اداري وجاهت قانوني ندارد. ب – نظر به ماده واحده قانون اجازه ضبط اموال متجاسرين آزربايجان و كردستان و تصفيه مطالبات و خسارات اشخاص مصوب 39 كه بموجب آن كليه وجوه نقد و اموال منقول و غيرمنقول متجاسرين آزربايجان و كردستان و احزاب غيرقانوني دموكرات آزربايجان و كومله كردستان كه در تصرف دولت است به مالكيت دولت شناخته شده و به دولت اجازه داده شده مطالبات و خسارات مورد ادعاي دولت و اشخاص و مؤسسات غيردولتي را از متجاسرين كه تا آخر اسفند 33 كتباً به وزارت دارائي اعلام شده بوسيله كميسيوني مركب از دادستان استان و پيشكار دارائي‌ مورد رسيدگي قرار داده مبلغ مورد تصديق را به هيأت وزيران گزارش دهد كه پس از تصويب با اخذ سند ترك دعوي به ذيحق پرداخت شود و نظر به جواز فروش املاك ضبطي متجاسرين آزربايجان و كردستان بشرح مقرر در ماده واحده قانون مربوط به اجازه فروش املاك ضبطي متجاسرين آزربايجان و كردستان مصوب 43 و اينكه دستورالعمل اجرائي قانون مذكور در قسمتهاي مورد اعتراض مبني بر هدف و حكم مقنن مي‌باشد و متضمن وضع قاعده آمره‌اي در جهت نفي حقوق مكتسب اشخاص نيست. بنابراين خلاف قانون شناخته نمي‌شود.

پايان قسمت اول- آذر 1389

http://qaraqasqa.blogspot.com/2010/12/21.html

9 دسامبر 2010 Posted by | فارسی, فدرالیسم, ملیتهای ایران, آذربایجان, آزربایجان, تورک میللتی, حقوق اقوام, حرکت ملی | , , , , , , , | بیان دیدگاه

ویلیام داگلاس – «آزربایجان» سرزمين‌های شگفت انگیز و مردمانی مهربان

William Orville Douglas

ویلیام داگلاس از چهره‌های برجسته دستگاه قضايی امريکاست و آثارش بخشی از تاريخ حقوقی مدنی و آزادی‌های ليبرالی اين کشور را نشان می‌دهد، بنا به علاقه فراوانش به کوهنوردی، جهانگردی و مطالعه وقايع جهان، اکثر کشورهای خاورميانه را گشته، از يونان، اردن، مصر، ترکيه، قبرس، ايران، افغانستان گذشته و وقايع مهم و خصايل ويژه مردم اين کشورها را با ديد خودش به رشته تحرير درآورده است. او همچون سياحی بی طرف ولی معتقد به آزادی‌های مدنی و حقوق بشر و مخالف سرسخت شوروی و بلوک شرق آن زمان آثارش را به يادگار گذاشته است. در کشور ما ايران، بنا به سنت ديرينه و نهادی شده استبداد، ترجمه اين کتاب چندان مورد نظر ماموران دولتی و يا روشنفکران وفادار به قدرت حاکمه نبوده است. چرا که وقايع نگاری و يا خاطره نويسی اين چهره برجسته حقوقی چندان با مذاق اين قبيل افراد خوانايی نداشته است.

 

بخشی از کتاب » سرزمين‌های شگفت انگیز و مردمانی مهربان» نوشته ویلیام داگلاس – ترجمه حمید دادیزاده تبریزی

من از طريق گزارشات روزنامه‌ها فکر می‌کردم که پيشه وری انسانی بی کفايت، غير کارآمد و مامور شوروی بود، اما از مطالعات و از مسافرت‌هايم به آزربایجان در سال ۱۹۵۰ دريافتم که پيشه وری سياستمداری موشکاف بود. او برنامه‌ای به آزربایجان تهيه ديد که هنوز امروزه هم به طور فزاينده‌ای مورد پشتيبانی مردم است.

کسی نمی‌داند که برنامه دراز مدت پيشه وری چه می‌شد. خيلی‌ها اين سوظن را داشتند که او مدل روسيه را پياده کند، بعضی‌ها براين باورند که پيشه وری دنبال برنامه‌ای بود که نيازهای ايرانيان را برآورده کند درحالی که چاشنی اندکی نيز از سوسياليسم به همراه داشت. اما قسمت اعظم پروژه که پيشه وری برای آزربایجان داشت به نوعی رفرم مستقيم و خالص بود.

  • قسمت مهم برنامه وی که بخش اعظم روستاييان از آن پشتيبانی می‌کردند، اصلاحات ارضی بود. اين اصلاحات چاشنی اندکی از کمونيسم هم داشت. او زمين‌های مالکان بزرگ فراری را ضبط کرد و آن را بين روستاييان تقسيم کرد. اما پيشه وری هرگز به اموال و املاک مالکانی که در آذربايجان ماندند دست نزد، قانون جديد تنها سهم ساکنان املاک را از محصولات افزايش داد.
  • پيشه وری همچنين چاشنی اندکی از سوسياليسم به برنامه‌هايش داد و دولت او بانک‌های بزرگ را ملی کرد.
  • کار بزرگ ديگری که پيشه وری بعد از اصلاحات ارضی، که مورد پشتيبانی کامل مردم قرار گرفت جلوگيری از هرگونه رشوه خواری کارمندان دولتی بود که رشوه را به عنوان جرم تلقی کرد. دو کارمند عاليرتبه و چند کارمند جز دولت وی به همين جرم رشوه گيری از مردم به دار آويخته شدند. اين قانون اثر فوق العاده روشنی داشت. بازرگانان و تجار به من گفتند که در دوران پيشه وری حتی آنها به خود جرات می‌دادند که مغازه‌ها و حجره های خود را شبها هم باز بگذارند، بی آنکه ترسی از دزدها داشته باشند. مردم عادی به من گفتند برای اولين بار در دوران پيشه وری مردم می‌توانستند ماشين‌های خود را شبها در خيابانها نگه دارند بی آنکه کسی چراغ‌ها، لاستيک‌ها و يا ديگر قطعات مهم ماشين‌اش را از دست بدهد.
  • کلينيک‌های پزشکی ايجاد شدند، برخی سيار بود و در خدمت روستاييان اطراف تبريز.
  • قيمت کالاهای مايحتاج مردم به طور شديدی کنترل می‌شد، احتکار مواد غذايی به شدت تنبيه می‌شد، نوعی سهميه بندی غذايی به کار افتاد تا هريک از شهروندان بتوانند نيازهای حداقل خود را دريافت دارند. پيشه وری قول داده بود که هزينه زندگی چهل درصد کاهش يابد و او موفق به انجام اين کار شد.
  • حداقل دستمزد و حداکثر ساعات کار مشخص شد و سيستم چانه زنی جمعی مابين کارمندان و کارفرمايان برای اولين بار به راه افتاد.
  • پروژه کارهای عام المنفعه برگزار شد و اکثر خيابان‌ها و جاده‌ها اسفالت شدند هرکس بيکار بود به کار گمارده شد.
  • سيستم گسترده آموزشی برنامه ريزی و اجرا شد برای تمام روستاها مدرسه طرح ريزی شد و دانشگاه تبريز با دو کالج ديگر افتتاح شد، کالج پزشکی و دانشکده ادبيات (دانشگاه تبريز هنوز دايره است) عرصه‌های مربوط به فرهنگ آزربایجان مورد تاکيد قرار گرفت. زبان تدريس در دوره ابتدايی به آذربايجانی تغيير يافت.
  • پيشه وری مدافع خود مختاری برای آزربایجان بود. اما او جدايی از ايران را نمی‌خواست. او می‌خواست حداقل نصف مالياتی که از آزربایجانی‌ها اخذ می‌شود در آزربایجان هزينه شود. او می‌خواست اين استان به درجه بيشتری حق خودکفايی و خود گردانی داشته باشد و در پارلمان دولتی تهران نيز نمايندگان بيشتری داشته باشد.

برنامه دولت پيشه وری غير از اين موارد بخش‌های ديگری هم دارد، اما اين موارد اصلی برنامه وی بود. از زمانی که گذر وقايع سبب برافتادن دولت پيشه وری شد مسايلی پيش آمد که برنامه‌های او را از ديد و نظر مردم عادی جذاب‌تر و به طور فزاينده‌ای مقبول‌تر کرد.

زمانی که ارتش دولتی وارد آزربایجان شد سرو صدای نعره آوری ايجاد کرد. سربازان دولتی تاراج را آغاز کردند، غارت می‌کردند و می‌بردند هرچه به دستشان می‌رسيد و به آن هم رحم نمی‌کردند. (در مقام مقايسه) ارتش روس‌ها از رفتار و کردار بغايت بهتری برخوردار بودند. ارتش دولتی که خود را ارتش نجات بخش می‌ناميد، قشون درنده و اشغالگر بود. اين ارتش زخمهای وحشتناکی در مردم به جای گذاشت. خرمن های دهقانان سوزانده شده نابود گشتند، زنان و دختران روستاييان آزربایجان مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. خانه‌های مردم غارت و چپاول شدند. اغنام و احشام (چهارپايان) روستاييان به غارت رفتند و دزديده شدند. ارتش دولتی خارج از کنترل بود. ماموريت ارتش شاهنشاهی آزادی و نجات بود، اما اين ارتش مردم عادی را مورد شکار قرار داد و ويرانی، غارت و مرگ از خود بجای گذاشت.

هنوز ارتش شاهی در منطقه بود که مالکان فراری رسيدند. آنها نه تنها خواستار املاک و کرايه آنها شدند، بلکه خواستار کرايه‌هايی شدند که در دوران پيشه وری مردم صاحب زمين شده بودند. اين پرداخت های اجباری گذشته سبب نابودی ذخيره غذايی دهقانان و به خاک سيه نشستن آنها گرديد.

Strange Lands and friendly people – William O. Douglas (October 16, 1898 – January 19, 1980)

Ref : http://21-azer.blogspot.com/

I had assumed from press reports that Pishevari was not only a Soviet stooge but a bumbling and ineffective one as well. I learned from my travels in Azerbaijan in 1950 that Pishevari was an astute politician who forged a program for Azerbaijan that is still enor mously popular.

What his long-range program would have been no one knows.Many suspect it would have followed the Russian pattern; others say It would have been tuned to Persian needs with a mild bram of socialism. But the bulk of the program which Pishevari actual! imposed on Azerbaijan was purely straight reform.

1. The part of his program which most impressed the peasant was land reform. It had some communism in it. He confiscated the land of all absentee landlords and distributed it to the peasants. But he left untouched the land of resident landlords; a new law  merel increased the tenants7 share of the crop.

2. Pishevari also gave a socialistic flavor to his program. Hi government nationalized the larger banks.

3. Second only to land reform in popular appeal was the law that made It a capital offense or  a public official to take a bribe. Two top officials and a few lesser ones were hanged for this offense. The law had an electrifying effect. Merchants told me that they could keep their stores unlocked all night and be safe from robbers. Natives told me that for the first time they could with safety keep their cars on the streets all night without losing wheels, headlights or any other removable parts.

4. Health clinics were created, some being itinerant and serving the villages from Tabriz.

5. The prices of basic commodities were rigidly controlled hoarding of food was severely punished, a rationing system wa adopted where by everyone received the minimum requirements for living. Pishevari promised that the cost of living would be reduce 40 per cent; and it was.

6. A minimum-wage and maximum-hours-of-work law was established and collective  bargaining between employees and employer was introduced.

7. A public-works program was undertaken and many streets and roads were paved. The unemployed were put to work.

8. A broad educational program was launched, schools being planned for all the villages. The University of Tabriz was found with two colleges a medical school and a school of literature

(The University is still a going concern.) The cultural aspects of Azerbaijan were emphasized. Instruction in the primary school was in the Azerbaijan language.

9. Pishevari sponsored autonomy for Azerbaijan, but not separation from Iran. He wanted at least half the taxes collected greater degree of self-government and a larger representation in the national parliament than it had ever enjoyed.

There were other parts to Pishevari s program; but these were the basic ones. Events intervening since the Pishevari government collapsed have made this program increasingly attractive to the people as they view it in retrospect. When the Persian Army returned to Azerbaijan it came with a roar. Soldiers ran riot, looting and plundering, taking what they wanted. The Russian Army had been on its best behavior. The Persian Army the army of emancipation was a savage army of occupation. It left a brutal mark on the people. The beards of peasants were burned, their wives and daughters raped. Houses were plundered; livestock was stolen. The Army was out of control. Its mission had been liberation; but it preyed on the civilians, leaving death and destruction behind.

On the heels of the Army came the absentee landlords. They demanded not only the current rentals; they also laid claim to the rent which had not been paid while Pishevari was in power. These back payments were a severe drain on the food supply of the peasants.

9 دسامبر 2010 Posted by | English, فارسی, فدرالیسم, ملیتهای ایران, آذربایجان, آزربایجان, حقوق اقوام, حرکت ملی | , , | بیان دیدگاه

   

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: