کانون دمکراسی آزربايجان

Azərbaycan Demokrasi Ocağı / Azarbaijanian Democracy Institute

چقدر فاشیست هستیم؟ / رضا مرادی غیاث آبادی

از راست : یکی از جلسات حزبی پان ایرانیست ها ، نماد حزب پان ایرانیست ( نامساوی و برتری جویی ) ، نماد حزب فاشیستی سومکا ایران ، نماد حزب نازی هیتلر تشابه اندیشه ها و نمادهای نازیسم هیتلری و پان ایرانیسم را بروشنی و وضوح ببینید.

فاشیسم (Fascism ) بخودی‌خود یک مکتب غالی برای باورمندان بدان نیست؛ بلکه یک مکتب واسط سیاسی برای اعمال سلطه و تثبیت ایدئولوژی و حاکمیت دلخواه است.

فاشیسم تأثیرگذارترین و پرنفوذترین جنبش سیاسی اروپا در فاصله بین دو جنگ جهانی بود. مفاهیم نظریِ فاشیسم را جووانی جنتیله (Giovanni Gentile) با اقتباس و ترکیبی از نظریات مکاتب سیاسیِ پیشین وضع کرد و بنیتو موسولینی (Benito Mussolini) آنرا در سال‌های ۱۳۰۱ تا ۱۳۲۲ ایرانی (۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ میلادی) در ایتالیا به مرحلهٔ اجرا در آورد. این در حالی بود که اشکال دیگر فاشیسم در آلمان نازی، اسپانیای عصر فرانکو، یونان و بسیاری از دیگر کشورهای اروپای شرقی و شمالی تا اندازه‌ای به اجرا در آمد و یا به مرحلهٔ اجرا نزدیک شد. در نظریهٔ فاشیسم، ایده‌های ناسیونالیسم و نژادپرستیِ مبتنی بر آریایی‌گرایی و سامی‌ستیزیِ کنت دوگوبینو و چمبرلن، قساوت ماکیاولی، قهرمان‌پروری فردریش نیچه و محرک‌های تاریخی و اسطوره‌ای ژرژ سورل با یکدیگر ترکیب شده‌اند. این نظریه‌ها به شکلی دیگر در مکتب نازیسم که شاخه‌ای از فاشیسم بشمار می‌رود، بسط یافت و با اتکای بر نژاد پاک آریایی و سامی‌ستیزی، یکی از خشونت‌بارترین فاجعه‌های تاریخ بشری را بوجود آورد.

هدف سیاسی فاشیسم، استقرار و سلطه یک نظام خودکامه غیر پارلمانی و متکی به تمرکز قدرت در دولت بوده است که با برانداختن سوسیالیسم و آزادی‌های فردی همراه باشد.

فاشیسم در جوامعی آمادگی بیشتری برای استقرار و گسترش دارد که ابتذال و جهل و خرافه‌گرایی جای خرد و تعقل و شک‌‌ورزی را گرفته باشد.

در اینجا قصد بررسی مکتب فاشیسم و تاریخچه آن در میان نیست. بلکه منظور آنست که با نگاهی گذرا به روش‌ها و شیوه‌های فاشیسم برای دستیابی به قدرت، اندکی به خود و پیرامون خود توجه کنیم تا ببینیم ما و اطرافیانی که می‌شناسیم تا چه اندازه پیرو فاشیسم هستیم و بدون اینکه خود را فاشیست بدانیم، عملاً راه و روش آنان را می‌پیماییم:

روش‌های فاشیسم برای کسب سلطه

– باور به نظریه نژاد یا قوم برتر، توسعه مفاهیم و تعلقات نژادی. تلاش برای ترویج اختلاف‌های قومیتی و برترانگاریِ نژادی پیش از دستیابی به قدرت؛ و دست‌یازیدن به خشونت‌های نژادی و قومیتی، کشتار و قتل‌عام‌های دسته‌جمعی پس از دستیابی به قدرت.

– ادعای کشوری بزرگ و باشکوه در دوران باستان و سرزمینِ نژادی مشترک. وعدهٔ احیای آن کشور بزرگ و تبلیغاتِ ملی‌گرایانهٔ مبتنی بر نژاد و تبار و فرهنگ یکسان با کشورهای همسایه پیش از تصرف قدرت؛ و ادعاهای ارضی، هجوم نظامی و نسل‌کشی پس از تصرف قدرت.

– باور به یک مکتب یا ایدئولوژیِ دینی یا ناسیونالیستی. تبلیغِ آشتی‌جویانهٔ آن مکتب پیش از رسیدن به قدرت؛ و اجبار بر باوراندنِ آن مکتب و حذف و نابودی ناباورانِ به آن پس از رسیدن به قدرت.

– کوشش برای نفی و نادیده‌انگاشتن مخالفان و صاحبان اندیشه‌های متفاوت، به ویژه پیروان سوسیالیسم و لیبرالیسم به عنوان دو مظهر عدالت اقتصادی و آزادی‌های فردی. تلاش برای مدارای ظاهری و گمنام کردن یا بدنام کردن آنان پیش از تصاحب قدرت؛ و نفی خشونت‌آمیز آنان پس از تصاحب قدرت.

– تبلیغ روحیه مدارا و آشتی و تفاهم و راهکارهایی برای سعادت بشریت پیش از کسب قدرت، و بروز روحیه خشونت‌جویانه، متعصبانه و تمامیت‌خواهانه پس از کسب قدرت.

– تبلیغ و ترویج شکوه و اقتدار گذشته‌های دور و روزگاران باستان. ارتجاع و واپسگرایی. نقل عظمت ساختگی، تاریخ‌سازی و مناسبت‌سازی برای ایجاد غرور ملی و دینی کاذب. با این باور که چنین اعتقاداتی می‌تواند موجب جان‌نثاری داوطلبانهٔ توده‌های جاهل شود.

– تحریک احساسات ملی یا مذهبی مردم و فریب آنان با القای روایت‌ها و نقل‌قول‌های مجعول، داستان‌ها و حماسه‌های ساختگی به عنوان یک پدیده واقعی و راستین. با این باور که عموم مردم برای برانگیخته شدن و فداکاری کردن، نیاز به یک محرک احساسی دارند و محرک‌های قوی احساسی در واقعیت‌ها پیدا نمی‌شوند. و نیز با این باور که عموم مردم به دلیل کندذهنی، قادر به تشخیص دروغ‌ها از واقعیت‌ها نیستند و تنها عده‌ای معدود چنین هوش و توانایی‌ای را دارند.

– قهرمان‌سازی و قهرمان‌پروری، ترجیحاً از یک شخصیت کهنِ دینی یا ملی یا تاریخی. با این باور که اکثر مردم به دلیل ضعف شخصیت و زبونی مفرط نیاز به یک «شخصیت برتر» و قابل ستایش دارند تا جبران کمبودها و حقارت‌های آنان را بنماید.

– دشمن‌تراشی. با این باور که القایِ وجود تعدادی دشمنان فرضی می‌تواند موجب واهمه توده‌های فریب‌خورده از آینده‌ای مبهم و تیره‌وتار شود، و چنین تصوری را ایجاد کند که دشمنانی خطرناک قصد تملک یا نابودیِ همهٔ دارایی‌های مادی و معنوی آنها را دارند.

– کوشش برای جلب طبقات محروم و متوسط، وطن‌پرستان افراطی، متعصبانِ اهل اطاعتِ کورکورانه و جوانان سرخورده و سرگردان به عنوان ابزارهای ابتدایی برای یارگیری و سازماندهی نیروها؛ و ابزارهای نهایی برای گسترش هراس در میان مخالفان و تشکیل گروه‌های فشار در قالب انجمن‌ها و تشکل‌های شبه‌فرهنگی یا شبه‌نظامی.

– تبلیغ و ترویج یک نشان یا پرچم ویژه همراه با سابقه‌تراشی تاریخی برای آن و نیز یک سرود همگانی. کوشش برای جلب احترام و قداست‌بخشی به آن نشان‌ها. با این باور که فداییان و جان‌نثاران، در زیر یک نشان یا پرچم و با همراهی یک سرود، بیشتر و بهتر تسلیم و تهییج می‌شوند و فداکاری می‌کنند.

– مخالفت با استقلال فکریِ فردی و شک‌ورزی. تشویقِ اطاعت محض و مطیع بودن. همگان می‌باید همانگونه بیندیشند و عمل کنند که از یک سرچشمه واحد فرمان داده می‌شود. احترام و تکریمِ شخصیت فردی و اعطای عنوان‌ها، صفات عالی و امتیازات ناحق به چنین اشخاص؛ و سلب حقوق مدنی و اجتماعی، سرکوب شخصیت فردی، توهین، تهمت، و سلب عناوین و امتیازات به حق از او در صورتی که به شکلی متفاوت از خواستِ رسمیِ حاکم بیندیشد.

در خود بنگریم. تا چه اندازه روحیه و اعمال فاشیستی را در خود و پیرامون خود می‌بینیم؟ روحیه و روش‌های فاشیستی که در پشت نقاب‌ها و سخنان و شعارهای زیبای ما پنهان شده‌اند و گاه خود نیز از آن بی‌خبریم.

برای آگاهی بیشتر بنگرید به:

آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، تهران، انتشارات مروارید، ۱۳۵۴٫
اکو، اومبرتو، فاشیسم ازلی- چهارده نگاه به پیرهن سیاه‌ها، ترجمه محمدرضا فرزاد، در: مجله بخارا، ویژه‌نامه اومبرتو اکو، شماره ۵۲، تابستان ۱۳۸۳، ص ۴۶۹ تا ۴۷۴٫ (از آقای مهدی فتوحی برای راهنمایی و ارسال این منبع سپاسگزارم).
بشریه، حسین، جامعه‌شناسی سیاسی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۹٫
توماس، هنری، و دانالی توماس، ماجراهای جاودان در فلسفه، ترجمه احمد شهسا، چاپ هفتم، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۳٫
قادری، حاتم، اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۸۰٫
کریژل، بلاندین، درسنامه‌های فلسفه سیاسی، ترجمه عبدالوهاب احمدی، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۸۰٫
گیبون، ادوارد، انحطاط و سقوط امپراتوری روم، ترجمه ابوالقاسم طاهری، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۰٫
لیگبرت، آداردیس، جایگاه فاشیسم در تاریخ اروپا، ترجمه حشمت‌الله رضوی، انتشارات کیهان، ۱۳۷۱٫
ناطق، ناصح، ایران از نگاه گوبینو، تهران، انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار یزدی،

26 دسامبر 2010 Posted by | فارسی, مقاله - تحلیل, ملیتهای ایران, حقوق اقوام, دموکراسی, دمکراسی | , , , , , , , | 3 دیدگاه

اكبر آزاد: اوُلوسلار آراسي پئن ( Pen ) کولوپ درنگي‌نين سايين باشقاني و سايغيلي اويه‌لري! خانيملار، بی لر!

آچیقلاما: اکبر بگ آزاد-ین ایله تیسی اؤنجه بیلگی سایار آراجیلیغییلا چکیلمیش؛ سونرا ایسه دگیشدیریلمه دن یازییلا  کؤچورولموشدور.

گون آيدين!

سایین باشقان!

سيزینله بيرآز دردلشمک ایسته ییرم، اورگيمده اولان سؤزلري آچیقجاسینا دیله گتیریب سيزینله پايلاشاماق اوچون؛ دگرلی واختینزی آلاجاغام. بوُندان دولایی سیزدن اؤنجه دن عوذور دیله ییرم:

دئییلنلره گؤره: من بوُ دونیایا گؤز آچاجاغیم گون؛ آنام يارپيز درمه‌يه گئديبدير. او دا هاچان؟! قيشين سون آيي‌نين، سون گونونون، سون ساعاتيندا و يازين ايلک آيي‌نين، ايلک گونون، ايلک ساعاتيندا ! چرشنبه گئجه‌سي، بايرام آخشاميندا، دوُروب يايليغين باغلاييب، شدّه‌سين بَرک چکيب؛ يلين- دؤشلويون گئيینیب؛ کنديميزين ياخينليغيندا بوُلونان سولو دره‌يه دوغرو يوللانیبدیر.

ايشه باخ، جسارته باخ؛ قيز بويلو – بويلو يارپيز توپلاماغا گئدير! البته تکجه اؤزو اوچون يوخ، بلکه بايرام سوفره‌سيني، يئني گون بايرام سوفره‌سيني بزه‌مک اوچون! گئديب سولو دره‌يه یئتیشدیکده تزه‌جه جوجرميش يارپيزلارين اينجه ياشيل يارپاقلاريني دَرير. ياريم- يالچاق تورباسيني دولدورور. دۆز بوُ آنلاردا دوغوم سانجيسي باشلايير، يئني گون بايرامي (یاز بایرامی)، يئني بير اولایین اولاجاغینی دوُيور. یئگین کنديميزه، ائوه میزه دؤنمه یه چالیشیر. آنجاق من آناما ماجال وئرمه‌دن، يولون ياريسيندا دوغولماغا تله‌سيب، يئني بير دونياني تجربه ائتمه‌يه گليرم. يئني دنياني دوُیدوغدا؛ برک بیر چيغيرتي ايله سئوينجيمي ده بيلديرمیش اولورام. آنام ایسه آغلادیغیمی سانیب و ساغلار اولدوغوما اورکدن سئوینیر. آخي بوُ چيغيرتي یئنی دوغولان کؤرپه اوچون ساغلارليق نيشاناسي سانيلير بیزلرده!

يالقيز قالميش آنام سانجي ايله درد ايچينده ‌منيم چيغيرتيمدان سئوينـيب گـولومسه‌يير. گؤبک باغيمي ايچه‌ري سيغاييب، ايکي داش آراسيندا خينجاراق کسير، دوگونله‌يير. داها دوغروسو آنام منیم سئوينجيمه سئوينميشدي! دئییرم من سورکلی.

ايندي ایسه آرا-سیرا دوشونورم، اوگون سئوينجيمي بيلديرمک اوچون من کسین لیکله تورکجه، گونئي آزربايجان تورکجه‌سينده چيغيرميشام، چونکو منیم آنام بير تورک قيزي، گونئي آزربايجان تورک قيزي ايدي! آنامين بويوندا اولاندا اونون زمزمه‌لري ايله بؤيوموشدوم! گونئي آزربايجان تورک اوُلوسونون روحو و داشی ایله گؤبگيمي کسنده آزربايجان طبيعتي‌نين هاواسي بوتون وارلیغیما جالانميش-یاییلمیشدیر.

اوُلوسلار آراسي پئن کولوپ درنگي‌نين سایین اويه‌لريندن رجا ائديرم، مني اولدوغوم کیمی قبول ائديب، اولدوغوم کیمی ده تانییب تانيسينلار! دئمک ایسته دیگیم بير گونئي آزربايجان تورکو کيمي، گونئي آزربايجانين کيچيک بير يازاری کيمي!

البته بونو دا دئمه‌لييم، من آنادان دوغولاندا عربجه، تورکمنجه، بلوچجا، فرانسيزجا، آلمانجا و يا باشقا بير ديلده چيغيريب، سئوينجيمي بيلديره‌ بیلیردیم! آنجاق بوُ دا منیم آلین یازیم ایمیش. گؤزومو آچیب يئني بير دونياني تانيياندا سئوينجيمي، گونئي آزربايجان تورکجه‌سينده چيغيرديم! بئله‌ليک‌له ده گونئي آزربايجان تورکجه‌سي مني بئجردي، ياشاتدي و بويا- باشا چاتديردي. آنا ديل اينجه‌ليگي، يوموشاقليغي، ایستی قانلیغی آزربايجان طبيعتي‌نين گؤزل‌ليگي  ایله بیرلیکده روحومو اوخشاییب- بیچیملندیردی.

آیریجا اورگيمده اولان گيزلي بير سيرّي ده سيزه آچماق ایسته ییرم:

اؤزومو تانيديغيم گوندن بری ديللر اوزه رینده فيکيرلشديم؛ هر بیر ديلين اؤزونه گؤره گؤزل‌ليگي، اينجه‌ليکي آیریجا باشقالاریندا اولمایان اؤزللیگی اولدوغونو گؤردوم. بيليرسينيز، اینسانلار گؤزه‌ليک‌لري سئويرلر، بوُ اساسدا من ده ياواش- ياواش بوتون ديللري، کولتورلري سئومگي اؤگرنديم و عؤمور بويو بو گؤزل دوُیغو منله ياشادي، هله ده ياشايير!

سؤزومون تمل قونوسوندان اوزاقلاشماييم. آنام بايرام سوفره‌سينه يارپيز دَرنده‌، من دوغولماغا تلَسديم، دئدیم. يئني بير دونياني کشف ائدنده سئوينجدن بَرک چيغيرديم دئدیم. اؤزو ده آزربايجان تورکجه‌سينده چيغيرديم! دوغولدوغوم ساعاتدا چیگ  تورپاق ياتاغيم، آنامين دَرديگي يارپيز تورباسي ياستيغيم و يئر کوره‌سي بئشگيم اولدو، مني ييرغالادي. منیم آنام لايلالارینی گونئي آزربايجان فولکلوريک موسيقي‌سي هاواسيندا، دئییشینده، لهجه‌سينده ترّنم ائتدي. چیگ تورپاق ياتاغي، تَر يارپيز ياستيغي، يئرکوره‌سي‌نين ييرغالانماسي و آنامين جانا سينار لايلالاري منه دينجليک، توختاتليق و شن بير رؤيا باغيشلادي؛ دۆز اوگوندن بری آنا ديليني، آنا موسيقي‌سيني، اینجه چیگ طبيعتي سئومک روحوما آشيلاندي، بوُگون چئشيتلي ديللري، کولتورلري، چئشيتلي طبيعتلري، چئشيتلي آیری-آیری اوُلوسلاری گؤنولدن سئويره‌م‌سه، نه‌دني‌ني يوُخاريدا سايديغيم اولايلاردان بيليرم ! آنامين لايلالاريندان آلديغيم ایلهاملارا اساسلاناراق، اینسانلاري سئويرم، چئشيتلي دوشونجه لره گؤره! چئشيتلي فيکيرلري سئويرَم، چونکو اینسانلاري چئشيتلي يوللارلا يوکسکلره قالديرير! بیر دهً چئشيتلي‌ليگي سئومک و يوکسک‌ليک‌لره دوغرو یورومک بيزيم ديلين، موسيقي‌نين، کولتورون آناچیزگیلریندندير! تورک‌لر، اؤزه‌لليک‌له گونئي آزربايجان تورک‌لري يوکسک‌ليک‌لره زيروه‌لره چاتماغا جان آتيرلار. بوُنا گؤره ده گونئي آزربايجان فولکلوروندا داغلارين زيروه‌سي مقدس‌دير؛ قوُتلودور اونا مقدس بير اوجاق سايغي‌سي ايله ياناشيلير! دينج آددیملارلا داغلارين زيروه‌سيني زيارت ائتمه‌يه گئیرلر آزربایجانلیلار! بوُندان دولایی اؤرنک اوچون بیزیم ساوالان داغی قوُتلو بیر داغ ساییلیر اوُلوسوموزجا.

سؤز آنا ديليندن و دونيا میللتلري‌نين ديليندن گئتدي، بوتون دنيا ديللري‌نين هر بيريسي‌نين اؤزونه گؤره اؤزل گؤزل‌ليگي واردير دئدیم. من اونلارين هامیسینی سئويرَ‌م، کسین لیکله سیز ده منه قاتیلیرسینیز. منیمله بو فيکيرده اورتاقسينيز. اؤز ديليني، کولتورونو سئومه‌ين بير کيمسه، باشقا ديللري و کولتورلري ده سئوه بيلمز! بودور منیم سؤزومون اؤزو.

بئله بير یاناشیم يعني اؤزديليني، کولتورونو هابئله باشقا ديل و کولتورلري سئومک، منجه دئموکراتيک بير روحيه‌نين ثمره‌سي‌دير! من بوُنو آزربايجان کولتورو کؤلگه‌سينده قارانميشام. چاغداش دؤورده يوز ايلدن آرتيق‌دير، گونئي آزربايجان تورک‌لري دئموکراسي اوغروندا و اونون زيروه‌لرينه چاتماق اوچون چاليشيرلار، بويولدا آغير هزينه‌لره ده دؤزوبلر. سيز بونو تاريخ صحيفه‌لرينده چوخ آيدينجا گؤره بيلرسينيز، باخماياراق کي، يوز ايلدن آرتيق‌دير سيستماتيک بیر بیچیمده بيزيم تاريخيميزي تحريف ائتمه‌يه، یوق ائتمه یه چاليشيرلار!

دئموکراسي اوغروندا چاليشان گونئي آزربايجانليلار بعضي زامانلار آز- چوخ اوغور قازانيبلار و يا یئنیلگییه اوغراييبلار! آنجاق چاليشمادان نه يورولوبلار، نه ده اوُسانيبلار!

سون اوتوز ايلده گونئي آزربايجانين آیدین تورک‌لري يئني بير دوُرومدا اؤز کيمليک‌لريني، ديللريني، کولتورلريني قوروماغا چاليشيبلار! اونلارين فعاليت‌لري‌نين تمل محوري ايران اسلام جمهوريتني‌نين آنا ياساسيندا قيد اولموش ايکي قانوني ماده دير؛ اون بئشينجي و اون دوققوزونجو ماده! بوُ ايکي ماده اساسيندا ايران ترکيبينده ياشايان ائتنيک گوروپلار حاقلي ديرلر اؤز آنا ديللريني مدرسه‌لرده اوخويوب، آزادجاسينا اؤز کولتورَل NGO  – لاريني ياراتسينلار، بو ايکي ماده‌يه گؤره هر بير آیری- سئچکیلیک، تبعيض، عرقچليک ياساق‌دير، آنجاق ندنسه اوتوز ايلدن آرتيق‌دير ايران آنا ياساسي‌نين بير چوخ ماده‌لري و اؤزلليک‌له 15- نجي و 19- جو ماده‌لر تعطيل قاليب و اجرايا کئچيریلمير! بير دوزگون NGO- نون قورولماسينا بئله مين- بير انگل تؤرتمک‌له ياساقلاييرلار! بو يولدا جهد ائده‌نلري ياخالامايا؛  توُتساق آتماقلا هده‌له‌ييب، اونلارا آغير سيخينتي‌لار، باسقیلار تؤره دیرلر.

آنا ديليميزين مدرسه‌لرده تدريسي‌ني ايسته‌سک، نظامين عليهينه تبليغ ائديرسينيز دئییرلر! میللي تهلوکه‌سيزليگي پوزورسوزنوز دئییرلر! اجنبي‌لره جاسوسلوق ائديرسينيز دئییرلر! من سيز سايین شاعير و يازلاردان سوروشورام بيري اؤز آنا ديليني، وطنينده اولان باشقا ديللري و کولتورلري سئوسه او ديللرين مدرسه‌لرده تدريس اولماسيني ايسته‌سه جاسوس مودور؟ میللي تهلوکه‌سيزليگي می پوزور؟! سيزدن جاواب وئرمه نیزی دیله ییرم!

گونئي آزربايجان آیدین تورك‌لري بوُگونکو دوُرومدا دينج، باریشجیل و دئموکراتيک يوللارلا اؤزکيمليك‌لريني، ديللريني، کولتورلريني قوروماغا چاليشيرلار، هئچ بير کيمسه‌نين عليهينه دئييل‌لر،هيچ بيرکسين تويوغونا کيش ده دئميرلر، کيمسه‌ني ييخماق و يا اَزمک فيکرينده دئييل‌لر، ترسینه تام مدني يول‌لارلا اؤز وارليقلاريني ساوينيرلار! و بو يولدا سورکلی سرتجه‌سينه تاپدالانيرلار، دؤيولورلر، اَزيليرلر و…

اوُلوسلار آراسي پئن کولوپ درنگي‌نين سايين باشقاني و سايغيلي اويه‌لري!

خبرلرده ائشيتديگينيز کيمي سون آيلاردا آنا ديليمي و کولتورومو ساوينيب سئوديگيمه گؤره ياخالانيب دوستاقخانايا دوشدوم. منیمله بیرلیکده اون دؤرد کيشي ده ياخالاندي:

1- کبري خانيم فرجزاده (پينار) 2- زهرا خانيم فرجزاده (سونا)، بوُ خانيم دوستاقخانادا اولانادا اوچ ياشيندا اوغلو تاتاري، گؤرمکدن محروم ايدي. 3- آيدين خواجه‌اي، 4- شکراله قهرماني‌فر، 5- لطيف حسني هله ده انفرادي سلول دا ساخلانيلير (210 گوندن آرتيقدیر) 6- آيت مهرعلي بيگلو 220 گوندن آرتيق‌دير هله ده انفرادي سلول دا قالير 7- محمود فضلي، 8- ياشار کريمي، 9- حسن رحيمي بيات، 10- بهبود قلي زاده  11- يونس سليماني، 12- عليرضا عبدالهي، 13- شهرام رادمهر 14- نعيم احمدي خياوي

ایندی ایسه؛ بوُنلاردان علاوه سعيد متين پور، حسين نصيري و رسول بدلي توُتساقداا آغير دوُرومدا گونلريني کئچيريرلر و کئچميشده يوزلرجه آزربايجان تورکو اؤز آنا ديللريني سئوديك‌لري اوچون و اونو قوروماغا چالیشدیقلاری اوچون چئشیتلی زيندان و سيخينتي‌لارا محکوم اولوبلار اوجمله‌دن‌ديرلر: عباس لساني، حسن دميرچي، عليرضا صرافي، حسن راشدي، ابراهيم رشيدي، جمشيد زارع، حسين محمدخاني گونئيلي، عليرضا فرشي، علي رضايي، صياد محمدي، ابراهيم جعفرزاده و…

بوُرادا من بيرداها آيت مهرعلي بيگلو، لطيف حسني، حسين نصيري و سعيد متين‌پورون دوُروملاري‌نين آغير اولدوغونا تاکيد ائديرم. من سيز اینسان سئوه‌ر يازرلارا اوزومو توُتوب گونئي آزربايجان تورك‌لري‌نين دوُرومونون نه بویدا آغيرليغي‌نين سیزلرجه دونیایا یاییلماسینی اوُمورام!

بيز دوستاقخانالاردا هر گون هر ساعات دؤيولوروک، سويولوروک، ايشکنجه اولوروق ! آنجاق هر بير سيخينتي‌يا دؤزه‌رک اؤز ديليميزي، کولتوروموزو، کيمليگيميزي قوروماغا چاليشيريق، اونو ساوينيريق و دينج، باریشجیل ياشاماغا اصرار ائديريک، بوُرادا اوُلوسلار آراسي پئن کولوپ درنگي‌نين سايين اویه لریندن سوروشورام: سيزجه بيز پيس ايش می گؤروروک، يوخسا حاقلييق!؟

اینانیرام بوُ ايشيميزه گؤره بيزي قيناماياجاق‌سينيز، بلکه بيزيم درديميزين درين‌ليگي‌ني و آغیری-آجیلاریمیزی دوُيوب، فيکره دالاجاقسينيز! اینانیرام فيکيرينيزين سونوجو راسيسم و عرقچيليگين عليهينه اولاجاقدیر. چونکو سيزين اورگينيزده اینسان سئوگيسي دالغالاماقدادير! و اینسانلارا سئوگي  راسيسم و عرقچليک ایله بير يئره‌ سيغيشا بيلمز!

بوگون ايراندا عربلر، تورکمنلر، قاشقايلار، کوردلر، بلوچلار، گيلکلر و… باشقا ائتيک گوروپلار اؤز ديللريني، کولتورلريني، کيمليکلريني قورويوب ساخلاماغا جدّيتله جهد ائديب، چاليشيرلار و بوُ يولدا آغير- آغير سيخينتي‌لارلا اوز- اوزه گليرلر!

سايين اینسان سئوه‌ر يازارلار و شاعيرلر! بوُگون گونئي آزربايجان تورکلري ايراندا نفوس باخيميندان چوغونلوق اولاراق باشقا ائتنيک‌لر‌له بيرليکده ديللريني، کولتورلريني سئوديکلري اوچون سيخينتيدا ديرلار!

اوُلو تانري قوُران-دا قلمه و اونون يازديغي سطيرلرين دگرینه آندا ايچير!  اینجیل-ده ایسه؛ تانري‌نين باشلانغیچدا سؤزو ياراتماسينی یاخشی بیلیرسینیز. بوُ يئر اؤزونده اینسانلار آراسيندا آن مقدس وارلیغین سؤز، ديل و کولتور اولدوغونو گؤسترمه ییرمی؟

يئرکوره‌سي اوزه‌رينده بوُلونان چئشيتلي ديللر و کولتورلر، بوتون اینسانلارين معنوي ثروتي‌دير. منجه بوُ معنوي ثروتلري قورويوب ساخلاماق و بير امانت کيمي گله‌جک نسيل‌لره ایله تمک هر بير اینسانين بویون بورجودور.

سايين قلم یییه لری! منیم اوچون سیزین آرانیزدا بوُلونوب؛ سیزین درنه گین اویه سی اولماق ان بؤيوک بير قیوانچ و فخردير. سيز سایین يازار و شاعيرلرين اللرینیزی اوُزاقدان سیخیرام. مني اؤز بيرليگينيزه قبول ائتديگينيزه گؤره تک- تکينيزه اؤز تشکورومو بيلديريرم.

عشق اولسون اینسان سئوه‌ر اینسانلارا

ياشاسين دوشونجه و ديل اؤزگورلوگو

21- 9- 1389 – سايغي ايله- اکبر آزاد

يازيدان سونرا !

ايگيرمي بير آذر تاريخيني يازيمين آياغيندا يازديقدا، میللتيمين، يعني گونئي آزربايجان تورکلري‌نين تاريخي‌نين آجي گونلري ایچیمی چولغالادي. 1325- جي ايلده کئچميش شاه رژيمي‌نين اوردوسو وطنيمه ياغيجاسينا هجوم ائتدي، اللريندن گلديکجه وطنداشلاريمي دؤيدولر، اَزديلر، اؤلدؤردولر. تاريخي آبيده‌لريميزي تخريب ائتديلر، آنا ديليميزده قوُرولموش مدرسه‌لري قاپاتديلار. آزربايجان تورکجه‌سينده تدريس ائده‌ن اؤگرتمنلری آسديلار و تورک ديلينده اولان کيتابلاري ائولردن، مدرسه‌لردن توپلاییب، شهرلرين اصلي ميدانيندا اودا چکديلر( 26 ـ آذر 1325 ). آنا ديللرينده يعني گونئي آزربايجان تورکجه‌سينده دانيشانلارا مين – بير توهين ائتديلر. 25 مين نفردن آرتيق وطن سئوه‌ر‌ي اعدام و اوچ يوز مين دن آرتيق آیدین اینساني اؤز وطنلريندن سورگون ائتديلر و . . . آه ! ملّتيمين نه آجي تاريخي واردير…!

سيزي کدرلنديرديگيمه گؤره ‌مني باغيشلايين!

21- 9- 1389 – سايغي ايله- اکبر آزاد

قایناق : تریبون

26 دسامبر 2010 Posted by | فدرالیسم, مقاله - تحلیل, ملیتهای ایران, آنا دیلی, آذربایجان, آزربایجان, تورک میللتی, تورکی, تورکجه - Turkce, ترکی, حقوق اقوام, حرکت ملی | , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه

   

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: