کانون دمکراسی آزربايجان

Azərbaycan Demokrasi Ocağı / Azarbaijanian Democracy Institute

از پان ترکیسم تا نژادپرستی (1) – عایشه حُرٌ


مترجم: باخیش سببی

• ایدئولوژی پان ترکیسم به مفهوم اتحاد تمامی ترکهای ساکن در جغرافیای بزرگ ازحوزه بالکان تا آسیای میانه ، توسط روشنفکران ترک تبار ساکن روسیه چون اسماعیل گاسپیرنسکی (گاسپیرالی اسماعیل) (۱)، علی حسین زاده (توران) ، احمد آقایف (آقا اوغلی) ، احمد جعفر اوغلی ، محمد امین رسول زاده ، ذکی ولیدی توغان (۲) و یوسف آقچورا (۳) به کشورعثمانی آورده شد. …

عایشه حُرّ ( Ayşe Hür ) در سال ۱۹۵۶ در شهرآرتوین که پدرش از ترکان بالکان و مادرش از شهر استانبول که هر دو به شغل آموزگاری مشغول بودند زاده شد . با آنها در اورفا و نازیللی زندگی کرد .بعد ها در استانبول جای گزید ، در بخش تاریخ دانشگاه بوغازچی و بخش روابط و سیاست بین المللی تخصص خود را به پایان رساند . در سال ۲۰۰۵ تز لیسانسیه خود را روی تاریخ اتحاد اروپا و سیاست های صلح طلبانه و مسائل ارامنه در انستیتو آتاترک همان دانشگاه نوشت .هم اکنون [۲۰۰۸] درحال به پایان رساندن دکترای خود است . ۲۰ سال کارگری ، کارمندی و رئیسی کرده و ده سال آخر را در خصوص علوم اجتماعی و بازاریابی و برنامه سازی رسانه ای گذرانده است . در روزنامه های طرف ، رادیکال ، آگوس و مجلات مختلف به نوشتن تاریخ اجتماعی و سیاست مشغول است .

مقدمه مترجم
در مقطع کنونی مبارزات مردم ایران علیه حکومت اسلامی ، جنبش های ملی و قومی و مبارزات دمکراسی خواهانه وضد استبدادی برای رسیدن به اهداف خود نمی توانند بدون داشتن ارتباط با همدیگر به پیش برده شوند. حکومت اسلامی شووینیست با شگردهای متفاوت تلاش دارد از یکسو مبارزات ملیت ها را از پیوند با مبارزات سراسری باز دارد و از طرفی دیگر به سمت و سوئی افراطی و نژادپرستانه در برابر دیگر ملیت ها هدایت کند تا از وحدت فکری و عملی آنها جلوگیری کرده و بتواند براحتی به سرکوب این جنبش ها بپردازد. این سیاست حکومت در دیگر مناطق ملی با در تنگنا گذاشتن آنها و سوقشان به مبارزه خشن و مسلحانه و در آذربایجان با روش های کج دار و مریز، با مخالفت های آشکار و موافقت های پنهانی از پانترکیسم و بوزقورت گرائی انجام می گیرد.متاسفانه در درون حرکت های ملی هستند گروههائی که اعتقاد به برتریت ملی دارند و خواسته یا ناخواسته موقعیت بوجود آمده را برای ارائه افکار افراطی خود مساعد می بینند .
تا زمانی که حرکت ضد استبدادی از به رسمیت شناختن مبارزات احقاق حقوقی ملیت ها طفره برود و تمرکز زدائی را بخشی از مبارزات ضد استبدادی و دمکراسی خواهانه به حساب نیآورد نه تنها خود را در مبارزه با استبداد مذهبی بی یاور میسازد بلکه خود نیز عاملی در نزدیکی جنبش های ملی و قومی به اندیشه های پان ناسیونالیستی و دوری بیشتر آنها از جنبش دمکراسی خواهانه میشود. آشکار است جنبش ضد استبدادی مرکز تا به حال تصویرچندان شفافی از خود ارائه نداده و نتوانسته اعتماد ملیت ها را برانگیزد.
آغشته کردن مبارزات احقاق حقوقی ملیت ها با افکار و اعمال ناسیونالیستی و تاکید براینکه ملتی از نظر تاریخی و فرهنگی بر ملیت های دیگر برتری دارد ،هموار کردن راه بر نژادپرستی است . تاریخ خونین نژاد پرستی در جهان نشان داده در جوامعی که ناسیونالیسم برانگیخته شده و هویت و اصلیت ملی جایگزین ارزش های انسانی گشته ، رفته رفته پرچم نژاد پرستی برافراَشته گردیده و در نهایت به حذف فیزیکی دیگران انجامیده است.
ناسیونالیسم افراطی خود را در میان خواسته های مردم تحت ستم ، مردمی که برای کسب دیگرباره زبان و فرهنگ شان مبارزه میکنند پنهان میکند ، تلاش آنها را به بیراهه برده و ازمحتوی خالی میکند . مردمی را که برای رهائی از ستم ملی کوشش میکنند تا به حقوقشان برسند ، درنهایت به انتقام جوئی و انتقام گیری می کشاند. بذر افکار نژاد پرستانه در آغاز توسط پان ناسیونالیست ها کاشته میشود با تهیج احساسات جامعه قد کشیده و با رسیدن به اندیشه برتری نژادی به بار مینشیند.
پست ترین اندیشه ای که طیفی از بشر میتوانست برای اعمال نفوذ بر همنوع خود و برای دست یازی به قدرت و حفاظت از قدرت به دست آمده ، بوجود آورد بی هیچ تردیدی نژاد پرستی است. نژاد پرستی و برتری خواهی ملی و قومی در آغاز توسط روشنفکران ناسیونالیست تئوریزه شده ، توسط آنها با نظریات شبه علمی آمیخته میشود. در پیوند با پدیده های غیر بیولوژیکی مثل دین ، زبان و فرهنگ درآغاز با روش های تزریقی ، آموزشی ـ تلقینی و در نهایت ازطرف نژاد پرستان صاحب قدرت بصورت خشن و پلیسی ـ امنیتی وارد اجتماع میشود .روشنفکران ناسیونالیست افراطی همواره و همراه نظریه پردازان نژاد پرست با طراحی استادانه نظریات دروغین علمی ، تاریخی ، زیست شناسی ، تحقیق و مطالعه دقیق روانشناسانه اجتماع و فراهم آوردن فضائی متشنج و احساساتی در جامعه نقش بسزائی دروقوع جنایات و نسل کشی ها داشته و دارند. نژاد پرستی با توسل به احساسات افراطی، برانگیخته ،اعمال ومحفاظت می گردد.
از دید نظریه پردازان نژاد پرست اعمال و رفتار انسانها را شاخصه های ارثی و ذاتی تعیین میکند و تبار هر انسانی نشانگر هویت نژادی و ملی آن است . براین اساس ارزش انسان نه با هویت فردی او بلکه بر مبنای هویت نژادی و ملی او سنجیده میشود. تاریخ نژاد پرستی سرشار از انواع و اقسام تئوری ها و رفتارهای برتری طلبانه گروهی بر علیه همنوعانشان است. اهانت و تهمت ها ، تحقیر و خوارشمردن ها ، اجحاف و غارت ها ، زندان و سرکوب ها و آدم سوزی و نسل کشی ها نتیجه و یادگارافکار نژادپرستانه در تاریخ بشری است ، نژاد پرستی لکه ای ننگین و ماندگاردر تاریخ و ابزاری مخوف در نهان خانه برتری خواه هان قدرت طلب است.
در تمام کشورهائی که نژاد پرستی خود را در عرصه اجتماعی نشان داده از سبک و روشی یکسان و شبیه به هم برخوردار بوده و فقط مجریان آن متفاوت بوده اند.اگر به سیر تاریخ نژاد پرستی در دو کشور ایران وترکیه نگاه کنیم که تقریبا همزمان به این راه گام گذاشته اند به خیلی از اتفاقات ورفتارهای مشترک و مشابه بر خواهیم خورد که از طرف حاکمان شوینیست فارس و پانترکیست ترکیه اعمال شده است . رفتارهائی که بصورت الگو برداری از آلمان نازی و ایتالیای فاشیست برای برتری طلبی نژادی بکار برده میشد .
جنبش ملیت ها چون دیگر جنبشهای احقاق حقوقی بصورت گسترده در ایران آغاز شده است وطبیعی است که خطرات بزرگی آنها را برای رسیدن به اهداف شان تهدید میکند از جمله تلاش گسترده ای به انحای مختلف برای انداختن فاصله بین ملت ها انجام می گیرد . جای امید است که تحقیق نویسنده مقاله وترجمه آن بتواند آغازی برای شناختی بیشتر از افکار ونظریاتی خطرناک در جنبش ملی باشد که متاسفانه پنهان و آشکار ریشه درناسیونالیسم افراطی و نژاد پرستی دارند. نظرات و اظهاراتی که در زیر لفافه مبارزه با راسیسم فارس ،افکار نژادپرستانه خود را آشکار می کنند وتخم نفرت وکین می پاشند. با تحقیر و “بی شعور”خواندن ملتی دیگردر می یابند که ملت مزبور ” نقص و ایراد کروموزومی” دارند ! با این نوع بیانات نه تنها اعتماد میان ملیت ها را از بین می برند بلکه از شاٌن و قرب ملتی که به آن تعلق دارند می کاهند.
« اینها [فارس ها] یک ایراد کروموزومی دارند، چیزی دارند که بمحض خارج شدن از تخم، تفکرات راسیستی ذهنشان را کور کرده است. … اینها اگر بعنوان ملت یک ذره شعور داشتند، یک ذره عقل داشتند، می توانستند بعنوان ملت از منافع خودشان دفاع کنند. منافع اینها در از هم پاشیدن ایران نیست. … ولی در نتیجه نقص کروموزومی شان، بی شعوریشان،پائین بودن فهم و دراکه است، بخاطر این ایرادهایشان است که رسانه های جمعی شان کند می شود. که – چنانکه گفتم ربطی به مدیاشان ندارد…» (از سخنان یک فعال به اصطلاح ملی – پانزدهم آوریل ۲۰۱۱، در یک سخنرانی اینترنتی عمومی)
و برای اثبات ادعایشان همفکران پزشک خود را آدرس میدهند. غافل ازاینکه نزدیک هشتاد سال قبل در ترکیه آنها نیز به کشف چنین ایرادهای ژنتیکی در دیگر مردمان غیر ترک نایل شدند و به اصلاح ژنتیکی آنها کوشیدند اما نتیجه چه شد و چه به دست آوردند.
عایشه حُرّ محقق و تاریخ دان برجسته ترکیه که در عین حال روزنامه نگاری تیزبین نیز هست در تاریخچه بسیار کوتاهی که از پان ترکیسم و نژادپرستی در ترکیه ارائه میدهد ما را در وحله اول با سیر رشد نژاد پرستی در ترکیه و چگونگی گرایش حکومت به آن و روش های تئوریکی و شیوه های نظریه پردازان نژادپرستی که همواره زیر چتر حمایت حکومت بوده اند آشنا می سازد و با آغاز دهه شصت که این بار نژاد پرستان خود را بصورت حزب و سازمان های نظامی تروریستی با نام میلیتچی متشکل کرده اند و دست به اعمال آدم ربائی ، بمب گذاری و قتل و جنایت های دیگر میزنند پرده بر میدارد.
باخیش سببی مهر ماه ۱۳۹۰

از پان ترکیسم تا نژادپرستی
ایدئولوژی پان ترکیسم به مفهوم اتحاد تمامی ترکهای ساکن در جغرافیای بزرگ ازحوزه بالکان تا آسیای میانه ، توسط روشنفکران ترک تبار ساکن روسیه چون اسماعیل گاسپیرنسکی (گاسپیرالی اسماعیل) (۱)، علی حسین زاده (توران) ، احمد آقایف (آقا اوغلی) ، احمد جعفر اوغلی ، محمد امین رسول زاده ، ذکی ولیدی توغان (۲) و یوسف آقچورا (۳) به کشورعثمانی آورده شد.
بخصوص کتاب سه طرز سیاست آقچورا ( ۱۹۰۴) که در زمان خود به رومانتیک ، عجیب و افراطی بودن تعبیر میشد ، چکیده دیدگاه های آقچورا وبه مانیفست پان ترکیسم شهرت داشت ، روشنفکران دوره پایانی عثمانی و در راس آنها ضیا گوگ (۴)آلپ را بسیار تحت تاثیر قرارداد.
اما پان ترکیسم – و به تعبیر گوک آلپ «تورانگرایی» – بعد از دوران نبردهای رهایی بخش(۵) با موانعی جدی روبرو شد زیرا آتاترک معتقد بود که پان ترکیسم می تواند مناسبات ترکیه – شوروی را که با معاهده بی طرفی و دوستی مورخ ۱۷ ژانویه ۱۹۱۷ وارد فاز جدیدی شده بود، به خطر اندازد.
مجلاتی مانند ینی ترکستان ، اودلو یورت ، ینی قافقازیا و آذری تورک که در بین سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۱ از طرف آذری هائی که بعد از انقلاب شوروی در ترکیه ساکن شده بودند چاپ می شد یکایک توقیف شده و نحوه برخورد رسمی با ایدئولوژی نژادپرستی ترکی را سیاست چگونگی رابطه ترکیه با شوروی و آلمان تعیین و تغییر می داد.
در مارس سال ۱۹۳۱ مصطفی کمال [آتاترک] لانه های ایدئولوژیک پان ترکیسم یعنی «تورک اوجاقلاری» [کانون های ترک] را تحت کنترل فرقه جمهوریت خلق(CHF )(6)در آورد و بعد از اتمام گنگره چهارم فرقه جمهوری خواه خلق در سال ۱۹۳۵، سازمان مطبوعات ترک، سازمان زنان ترک، سازمان افسران ذخیره ترک، سازمان ملی دانشجویان ترک، مراکز ماسونی ترک و نیز روزنامه یارین [فردا] – همراه با روزنامه نگارانی چون شوکت ثریا آی دمیر، یعقوب قدری قارا عثمان اوغلو، برهان آصف بلگه، وداد ندیم تور، اسماعیل حوسرو توکین و روزنامه کادرو به مدیریت محمد شوقی یازامان که از حزب جمهوری خواه مستقل (۷)– منحله در سال ۱۹۳۰- حمایت کرده بودند، مجبور به کناره گیری از فعالیت شدند.
ازاین تاریخ به بعد موضع گیری در برابر نژادپرستی در چهار چوب چگونگی رابطه [ترکیه] با اتحاد شوروی و دولت آلمان به شکلی پراگماتیک به همدیگر گره خورد.
دراین دوره نخبه گان کمالیست که دستیابی به شاخصه های تمدن غرب را تا درجه تقلید رسانیده بودند، اشتیاق فراوانی برای کپی برداری از دیدگاههای علمی و ایدئولوژیک حاکم بر غرب از خود نشان می دادند و در نتیجه در سالهای ۱۹۳۰ – یعنی دوران گسترش فاشیسم در جهان- ناسیونالیسم ترک نیز شعار «یک دولت، یک ملت، یک فرهنگ، یک پیشوا، یک دکترین، یک حزب» سرداد. برای حمایت از این نظرات یکسان سازی نیاز به کمک دیسیپلین های علومی چون تاریخ ، باستان شناسی ، زبان شناسی ، علم اصلاح ژن (اوژنیک «علم اصلاح نژاد») و انسان شناسی… بود تا بتوان به ایجاد نژاد واحد دست یافت. (واژه «اوژنیک» در سال ۱۸۸۳ از طرف فرانکیس گالتون – که در جستجوی راههای پرورش جنین های سالم بود، از ترکیب eus (بمعنی خوب) و genes بمعنای «زاینده» ابداع شد. «دانش اوژنیک» در «ثمر بخش ترین» (!) شکل خود در آلمان نازی و ایتالیای فاشیست مورد استفاده قرار گرفت.)

نظریه تاریخ ترک
در دوره جمهوریت اولین بخش ایجاد شده در دارالفنون ، ( که از سال ۱۹۳۳ به دانشگاه استانبول تغیرنام داد ) بخش انسان شناسی بود. در سال۱۹۳۳ نظریه تاریخ ترک که توسط افرادعالمی چون آفت اینان (۸) ،حمدالله صبحی تانری اور، سمیح رفعت ، صدری مقصودی آرسال ، رشید غالیب ، یوسف آقچورا و شمس الدین گون آلتای ترویج شده بود توسط آفت اینان موضوعات اساسی آن این گونه فرمولبندی گردیده بود .
اولین قوم برتر و مدنی بشریت ، ترکهائی هستند که وطنشان آلتایلار وآسیای میانه است.
اساس تمدن چینی را ترک ها پایه گذاری کرده اند.
در ایران و بین النهرین ترکها بودند که پیش از ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد اولین دوره تاریخی را برای بشریت با برقراری نخستین جامعه مدنی با نامهای سومریان ، آکدها و عیلامیان تشکیل دادند.
ساکنین دائمی دلتای مصر ترکها بوده و مدنیت مصر را ترکها بوجود آورده اند.
در بین النهرین ۲۳۰۰ سال قبل از میلاد ، سامی حمورابی مشهور ، آشوریانی که در تاریخ دارای جایگاه هستند وتاریخی در بین تاریخ هستند . دورویان هائی که نام یونانی گرفته اند اهالی اصلی آناتولی بوده و اولین صاحبین حقیقی آنجا و اجدادشان ترک هستند.
شبیه این نظریه را درسال ۱۹۲۲ مصطفی کمال آتاترک در آدانا بزبان آورده بود.
این نظریه محصول روانی دفاع در برابر تلقی تحریک آمیز غربی ، مبنی بر درجه ی دوم بودن نژاد ترک بود واز دیگرسو غرور خرد شده شان را که با سقوط امپراطوری عثمانی به وجود آمده بود ترمیم می کرد، و همچنین بدین وسیله میخواستند در آناتولی از حقوق تاریخی ادعا شده توسط مردمانی غیر ترک چون کردها ، رومی ها و ارمنی ها که سعی در تصاحب آنجارا داشته اند جلو گیری کرده و به آماج خود برسند.

قانون سکونت
تصویب قانون سکونت درسال ۱۹۳۳ هموطنان را به دو گروه نژاد ترک و نژاد غیر ترک تقسیم کرد وهمه را بوسیله قانون نام خانوادگی با نا دیده گرفتن تفاوت های اصلیت و نسبیت ،دین و مذهب وزبان مجبور به انتخاب فقط نام خانواد گی ترکی نمود ونقش مهمی در همانند سازی هویت [هموطنان] بازی کرد.
درسال ۱۹۳۶ با به میان کشیدن تئوری زبان خورشید(۹) که ادعا میکرد محصول زبان ترکی که ریشه تمامی زبانها ی فرهنگی جهانی است . در ظاهرنژاد ترک راسازنده تمامی تمد نهای جهانی و درنتیجه والا ترین نژادها قلمداد میکرد اما در واقع می خواست بیان کند ، که تمام خلقهای ساکن آناتولی در اصل ترک هستندو فقط به علت عوامل گمراه کننده ای چون زبان، دین و مذهب ترک بودن خود را فراموش کرده اند.
و در همین سالها بود که ستاره تئوریسین های نژادپرست افراطی چون حسین نیهال آتسیز (۱۰) و رها اوغوز تورک قان (۱۱) رو به درخشش گذاشت.

انسان شناسی
با آشکارشدن اینکه مصطفی کمال [آتاترک] آثارمتفکران نژاد پرستی چون آرتور دگوبیناو(۱۲) و اویگئنه پیتارد را با دقت تمام خوانده است ، اگر به نقش نژاد در سخنان مصطفی کمال دقت شود درسخنانی چون « خوشبخت کسی که میگوید ترک هستم» «یک ترک برابر با جهان است» «جوانان ترک … نیروئی که لازم دارید در خون اصیلی است که در رگهایتان جاریست» «نژاد ترک در جهان زیبا ترین نژادهاست» عنصر نژاد هم با شاخصه های فیزیکی و هم با ایده هویت ملی همخوانی داشت.
در جهت واقعیت بخشیدن به سخنان آتاترک، با ایجاد مرکزمعاینات انسان شناسی ترک ، درمیان اولین پروژه های کاریشان، “اندازه گیری جمجمه های جمع آوری شده از قبرستان قاراجا احمد” و تحقیق و پژوهش مقایسه ای روی کودکانی که از التقاط ریشه های متفاوت مثل ترک ، ارمنی، یهودی و یونانی بوجود آمده اند، می توان نام برد.
مجله دانستنی انسان شناسی ترک که در زمان انتشار خود با ریاست افتخاری وزیران آموزش وپرورش درفاصله سالهای ۱۹۲۵/۱۹۳۹ منتشرمیشد در مجلات چاپ این دوره خود می نوشت برای استفاده ازعلوم انسان شناسی به عنوان یک وسیله علمی جهت اثبات برتر بودن نژاد ترک ، نمونه های زیادی دال بر شکاندن و ترکاندن سر و جمجمه انسانها در آن دوره موجود است.
در سری کنفرانسها ی ترتیب داده شده توسط حزب جمهوریخواه خلق(CHP)دربین سالهای ۱۹۳۵ – ۱۹۴۵ تیتر بعضی از موضوعات بیان شده چنین بوده است :

معاینات انسان شناسی برروی تاریخ نژادی آناتولی
اقدامات اصلاح نژاد ( اصلاح ژن)
تحقیقات اولیه انسان شناسی بر روی مغز های ترکها
نقش وراثت در حفظ نژاد
و راه های پیشگیری از التقاط نژادی
آفت اینان از فعالین اصلی نظریه تاریخ ترک “برای نشان دادن اینکه ترکان براکی سفال آلپ نمونه کامل نژادی بوده اند” در مقدمه پایان نامه دکترای خود چنین می گوید :” مصطفی کمال در میان کارهای بزرگ دولتی شخصا با نظریات تاریخی مشغول شد. در خصوص تحقیقات علمی در مورد تاریخ ملتی که آنها را آزاد کرده بود به تاریخ دان ها وظایفی داده بود…درسال ۱۹۳۶ تمایل خود را برای چاپ یک پوستر به مقدار زیا د درسراسرکشور در خصوص اندازه گیری از بدن انسان بیان کردم،وی مناسب دیده و مرا بدان امر تشویق کردند و امر کردند که این را از دولت خواستار شوم .”
در نتیجه، این تلاش “عظیم نژاد پرستانه “، ۶۴ هزار نفر را زیر پوشش خود گرفت و با کمک همه جانبه نخست وزیری ، وزارت امنیت ملی ، وزارت بهداشت و وزارت آموزش پیش برده شد.اندازه گیری ها توسط پزشکان ارتش ، پزشکان وظیفه ، ماموران بهداشت وآموزگاران بدن شناسی( علوم تجربی) انجام شد سربازان به عنوان افراد افتخاری تحت اوامرآفت اینان قرار گرفتند.
دراین تلاش “علمی” موضوعات راهبردی اینها بودند:
اندازه گیری سر انسانهای در قید حیات
اندازه گیری جمجمه های مردگان
اندازه گیری شاخصه های اعضای بدن انسان
تشخیص خصوصیات اخلاقی فرد از روی جمجمه سر
نوع موی انسان
طول قد و درازی پاها
مقدار وزن مغز افراد و اشکال جمجمه
محاسبه شاخصه های چهره ،چشم ،چانه و بینی
اما در اساس این تلاش حتی بصورت ظاهری هم با استانداردهای علمی هم خوانی نداشت.
پژوهش ها در روی جوانانی که هنوز به رشد جسمی کامل نرسیده بودند انجام می گرفت، در اندازه گیری ها ازوسایل استاندارد استفاده نمی شد، در مورد معیارو ضوابط انتخاب مواد توضیحی داده نمی شد، در مواقعی مقدار دوز برخی از مواد تا زمانی که فرضیه جواب دهد افزایش می یافت. برخی مواقع با مشاهده تنها یک نمونه مقاله هائی نوشته میشد ، وبعضا نیز بدون اینکه آزمایشی انجام گیرد جواب و نتیجه آن داده میشد.
با وجود تمامی این دستکاری ها ، اکتشافات علمی بدست آمده با فرضیه های ایدئولوژیکی ، در برابر واقعیاتی چون ساختار اجتماعی ، سنن و رسوم ، پرورش یافتن در روستا ، زیستن در کناره های دریا ، و خیلی از عوامل مختلف که میتوان بیان کرد ، زیر سوال میرفت. خلاصه هر زمان که می خواستند با نمونه های ممتاز خود ساخته ، اکتشافات علمی را اعلام میکردند.
۲۰ .۲۰۰۸٫۰۴

توضیحات
(۱) اسماعیل گاسپیرالی * / گاسپیرینسکی (۱۲۶۷ـ۱۳۳۲/ ۱۸۵۱ـ۱۹۱۴) از رهبران نهضت فرهنگی جدیدها و پان ترکیسم بود پان ترکیسمِ گاسپیرالی ، که شعار آن «اتحاد در زبان و اندیشه و عمل » بود بیشتر فرهنگی بود تا سیاسی ، حال آنکه روشنفکران دیگر تاتار چون یوسف آقچورا و عبدالرشید ابراهیم بیشتر از پان ترکیسم سیاسی هواداری می کردند. “رحیم رئیس نیا” – از مترجم
(۲) ذکی ولیدی توقان در سال ۱۸۹۰ دریکی از روستاهای باشقیرمتولد شد .همزمان با تحصیلات ابتدائی به فرا گیری خصوصی زبان روسی پرداخت و از سال ۱۹۰۲ زبان عربی را یاد گرفت .در سال ۱۹۰۹ در کازان فارغ التحصیل شد و در مدرسه ای تاریخ ترک و تاریخ ادبیات عرب درس می داد در سال ۱۹۱۱ با انتشار کتاب تاریخ ترک وتاتار معروف شد. نماینده مسلمانان اوفا در مجلس تزاری روس شده و به همین منظوربه پترزبورگ رفت در آنجا با وقوع انقلاب شوروی به مخالفت با بلشویک ها در آمد.در۱۹۱۸ دستگیر و بعد از فرار از دست بلشویک ها در حکومت باشقیرسمت وزیر جنگ را به عهده گرفت. بارها با لنین و استالین دیدار کرد وبعد از چندی به ترکستان رفته به مخالفت و مبارزه خود با حکومت سوسیالیستی ادامه داد .به شورش باسماچی ها که معروف به حرکتی راهزنانه در ترکستان بود پیوست ، موسس اتحاد ملی ترکستان و اولین رئیس آن می باشد.
درسال ۱۹۲۵ به خواست و سفارش فعالین پان ترکیستی چون فواد کوپورلو و آقچورا از طرف دولت وقت به ترکیه دعوت و در سال ۱۹۲۵ به سرپرستی انجمن تالیف و ترجمه آنکارا منصوب شد و بعد از چندی در استانبول معاونت مدرسی تاریخ ترک را در دارالفنون به عهده گرفت. درمباحثه ای که به سال ۱۹۳۲ درگنگره تاریخ ترک بین او و رشید غالب پیش آمد و موجب برانگیخته گی ها بر علیه وی شد، ترکیه را ترک کرده و به وین نقل مکان کرد. بعد از نوشتن دکترای خود به دعوت وزیرآموزش ملی ترکیه درسال۱۹۳۹ دوباره به استانبول بازگشته وکرسی تاریخ عمومی ترک ها را بنیان گذاشت.
با آغاز جنگ جهانی دوم به فعالیت گسترده ای همراه با دیگرنژادپرستان علیه اتحاد شوروی و تبلیغ پان تورانیسم دست زد اما بعد از پیروزی شوروی در جنگ به جرم تورانگرائی محاکمه و به ده سال زندان محکوم شد ولی بعد از مدتی کوتاه در دادگاه دوم تبرئه و به سمت قبلی خود برگشت.
او تا پایان عمر خود به سال ۱۹۷۰ که در استانبول رویداد همیشه مبلغ و مروج پان ترکیسم بوده است. –از مترجم
(۳) یوسف آقچورا ۱۸۷۶ – ۱۹۳۵ وی از تاتارهای قازان بود که پس از تحصیل در استانبول و پاریس به قازان بازگشت و درگیر فعالیتهای ملی و فرهنگی تاتارهای آن سامان شد. وی در معروفترین مقاله خود، «اوچ طرز سیاست » (سه طرز سیاست )، که بعضی آن را بیانیه پان تورانیسم به شمار آورده اند ، سه مشی سیاسیِ عثمانی گرایی ، اتحاد اسلام و پان ترکیسم را بررسی می کند. وی پس از ارزیابی هر سه مشی سیاسی و برشمردن موانع ایجاد ملت واحد عثمانی و متحد کردن مسلمانان ، از تشکیل ملت واحد ترک براساس وحدت نژاد، یعنی متحد کردن کلیه ترکها در ترکیب یک دولت جانبداری می کن. “رحیم رئیس نیا” – از مترجم
(۴) ضیاء گوک آلپ (۱۲۵۵ـ۱۳۰۳ ش / ۱۸۷۶ـ۱۹۲۴)، از نظریه پردازان پان ترکیسم در ترکیه ، که از فعالان حزب اتحاد و ترقی و از حدود ۱۳۲۸ عضو کمیته مرکزی آن بود، سعی در سازماندهی ترک گرایی و بیدارسازی شعور ملی ترکان با هدف توسعه دامنه نفوذ حکومت اتحاد و ترقی داشت . ازینرو نه تنها از اتحاد ترکان ، بلکه برخلاف کسانی مانند آقچورا، از اتحاد اسلام و اتحاد ذاتی ترک گرایی و اسلام خواهی و در عین حال از تجدد دفاع می کرد و بر آن بود تا هر سه جریان مورد علاقه اتحادیون را در چهارچوب نظامی واحد تدوین کند. وی این نظر را در مقاله بلندی با عنوان «ترک شدن ، مسلمان شدن ، معاصر شدن » تشریح کرد و آن را در مجله تورک یوردو (در ۱۳۳۱ـ۱۳۳۲) به چاپ رساند و سپس به صورت جزوه ای در ۱۳۳۶ منتشر کرد.”رحیم رئیس نیا” – از مترجم
(۵) جنگهای استقلال که بعد از شکست امپراطوری عثمانی درجنگ جهانی اول ، بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲ دربسیاری از جبهه ها، محدوده ای که میثاق ملی نامیده می شد صورت گرفت و در سال ۱۹۲۳ به اختتام حکومت عثمانی منجر شد که در ترکیه به ملی مجادله یا قورتولوش ساواشی معروف است. – از مترجم
(۶)CHF که بعد ها به CHP حزب جمهوری خواه خلق تغییرنام داد .– از مترجم
(۷) در سالهای نخست جمهوری ترکیه در دوره ای که عرصه سیاسی به احزاب مختلف واگذارمیشد به پیشنهاد و خواست آتاترک و همچنان انتصاب علی فاتح اوخ یار به رهبری فرقه توسط وی که از دوستان قدیمی و یکی از هم پیمانان او بود در اوت سال ۱۹۳۰فرقه جمهوری خواه مستقل ساخته شد.در برنامه فرقه بر اصول جمهوری خواهی، ملیت گرائی و لائیک بودن تاکید شده بود و خواهان ورود سرمایه خارجی بکشور و مخالف مداخلات دولت در امور اقتصادی بود .در مدت زمان کوتاهی این فرقه از حمایت بیشماری برخوردار گردید که رهبران فرقه جمهوریت خواه خلق را نگران کرد. علی فاتح اوخ یار با یقین به اینکه با قدرتمند شدن حزبش در مقابل رئیس جمهور (آتاترک) قرار خواهد گرفت و جرم بسیار بزرگی را مرتکب خواهد شد در نوامبر همان سال فرقه جمهوری خواه مستقل را منحل کرد.– از مترجم
(۸) آتاترک از دوران جوانی ۹ کودک شامل دختر و پسر را به عنوان فرزند معنوی قبول کرد زمینه تحصیل فرزندان معنوی اش را نیز فراهم نمود ازبین این فرزندانش، نام آفت، صابیحا،، رقیه و نبیله در وصیتنامه وی آمده است.
آتاترک در ایام انقلاب پوشش در روز ۱۱ اکتبر ۱۹۲۵ به ازمیر آمد. وی در این سفر در کنار بازدید از سازمانهای مختلف، از مدارس نیز دیدن کرده و سخنرانیها ایراد نمود. در همان روزها در حین جلسه ای در یکی از مدارس ازمیر، با آفت خانیم رو برو شد. آتاترک از آنجا که ریشه خانوادگی آفت خانیم از مقدونیه را می شناخت نسبت به وضعیت شغلی وی توجه نشان داد. آفت اینان در آن مدرسه مسئولیت داشت و دوست داشت ضمن ادامه تحصیل، زبان خارجی فرا بگیرد. آتاترک برای این منظور ضمن گفتگو با پدر و مادر آفت خانیم، وی را برای یادگیری زبان فرانسه رهسپار لوزان نمود.
آفت اینان سپس، در دبیرستان دخترانه فرانسویان در استانبول به تحصیلات خود ادامه داد و ضمن شرکت در امتحان رشته دبیری تاریخ در مقطع راهنمایی مدرک دبیری را اخذ کرد.
آفت اینان سپس در مدرسه موسیقی آنکارا به عنوان معلم تاریخ و اطلاعات کشور مشغول به کار شد.وی همیشه در زمان دانشجویی، اندوه خود را از اینکه اطلاعات کافی درباره تمدن ترک وجود ندارد ابراز می کرد.
یک روز، آفت خانیم از آتاترک پرسید: “ما به عنوان یک ملت چه دستاوردهای فرهنگی ای داشته ایم و جایگاه ما در تمدن جهانی در کجاست؟”
آتاترک پاسخ داد: “این یک تکلیف است که باید ضمن تحقیق و پژوهش در آن، باید انجام گردد.”
به همین دلیل آفت اینان مسئولیت آغاز فعالیتها برای تأسیس بنیاد تاریخ ترک را برعهده گرفته و در تحقیقات گروهی شرکت کرد.وی به فعالیتهای آکادمیک خود ادامه داده و در سال ۱۹۳۸ دوره لیسانس و یک سال بعد نیز دوره دکترای خود را به پایان رساند. به این ترتیب، وی به درجه دانشیاری و پروفسوری نائل آمد.
آفت اینان به عنوان یکی از اعضای هیأت موسس بنیاد تاریخ ترک، سالهای مدیدی به ریاست همطراز این بنیاد پرداخته و مدیریت انستیتوی تاریخ انقلاب ترک را در دانشگاه انکارا نیز به عهده گرفت. وی آثار متعددی درباره تاریخ ترکها و آتاترک منتشر نمود.آفت اینان در جمهوری تازه تأسیس ترکیه در موضوعات بسیار مهمی همچون تاریخ ترک فعالیتهای آکادمیک داشت.او اینان در سال ۱۹۸۵ چشم از جهان فروبست. ” سایت فارسی TRT ” – از مترجم
(۹) تئوری زبان خورشید که در سالهای ۱۹۳۰ از حمایت آتاترک برخوردار بود وتوسط او ترویج یافت ادعا میکرد که زبان ترکی یکی از اولین زبانهای تاریخ بشری است اما از طرف زبان شناسان مورد قبول واقع نگردیده وبه سرعت اهمییت خود را از دست داد . – از مترجم
(۱۰) حسین نهال آتسیز در ژانویه ۱۹۰۵ در استانبول زاده شد . دوره ابتدائی و متوسطه را در مدارس فرانسوی و آلمانی گذرانده بود. در سال ۱۹۲۲ وارد دانشکده پزشکی ارتش شد. در این دوره در دانشکده تحت تاثیرافکار ناسیونالیستی قرار گرفت. درمراسم تشیع جنازه ضیا گوگ آلپ از پایه گزاران ناسیونالیسم ترک با دانشجویان مخالف افکار ناسیونالیستی درگیر و به زد وخورد پرداخت .درسال ۱۹۲۵ از دانشکده پزشکی اخراج شد.بعد از مدت کوتاهی کار در کشتی های مسافربری ،در سال ۱۹۲۶ دردانشکده ادبیات ثبت نام کرد ولی بعد از یک هفته به خدمت نظام فرا خوانده شد وبعد از ۹ ماه در استانبول به پایان رساند.
با نشر مقاله ای با نام اسامی مناطق متعلق به ترکها در آناتولی که با همکاری دوستش احمد ناجی تهیه کرده بودند نظر استادش فواد کوپورلو ، در دانشکده ادبیات را به خودش جلب کرده ودر سال ۱۹۳۰ با نوشتن پایان نامه تحصیلی خود ا زآن دانشکده فارغ التحصیل شد.با انتشار مجله ای به نام آتسیز با همکاری افراد معروفی چون فواد کوپورلو و ذکی ولیدی دوغان به ترویج پانترکیسم پرداخت.
او در سالهای قبل وبعد از جنگ جهانی با انتشار مجلات و نوشته هایش پیوسته به مقابله با اندیشه های چپ پرداخته وهمیشه در خدمت ملی گرائی افراطی ، پان تورانیسم ونژاد پرستی بود.اودر سال ۱۹۷۵ به علت سکته قلبی در گذشت. – از مترجم
( ۱۱ ) رها اوغوز ترک قان در سال ۱۹۲۰ در استانبول متولد شد .بعد از اتمام دوره دبیرستان در استانبول از رشته حقوق در دانشگاه آنکارا فارغ التحصیل شد. استادی خود را از دانشگاه استانبول گرفت.تخصص خود را در رشته تاریخ و ترک شناسی از دانشگاه سوربن و روانشناسی تجربی را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد.بعد از تبرئه دادگاه دوم توران گراها به امریکا رفته و از سال ۱۹۴۷ تا سال ۱۹۷۲ در دانشگاه های آمریکا از جمله کلمبیا بکار مشغول شد. او در دوره ترک گرائی به فعالیت های زیادی در جامعه دست زد. در این خصوص به نویسندگی و روزنامه نگاری پرداخت.نوشته های او در خصوص پان ترکیسم و تورانیسم خیلی خوشایند دولتمندان ترک گرای وقت بود. – از مترجم
(۱۲ )آرتور دو گوبینو (به فرانسوی: Joseph Arthur de Gobineau) ‏ (۱۸۱۶ – ۱۸۸۲) نویسنده، خاورشناس، شاعر، مورخ و سیاستمدار فرانسوی. ریشهٔ نظریات نژادگرایانه در عصر جدید را به او نسبت می‌دهند. با این که در زمان حیاتش جز در نزد معدودی از روشنفکران و هنرمندان مانند واگنر که دوست او بود شناخته نشد، ولی پس از مرگش اندیشه‌های او طرفدارانی یافت و اصول و عقاید او دربارهٔ عدم تساوی نژادها مخصوصاً در آلمان بسیار مورد توجه قرار گرفت و او را به شهرت جهانی رساند.– از مترجم
( ۱۳) اویگئنه پیتارد سال۱۹۶۲- ۱۸۶۷ در سوئیس به دنیا آمد. دکترای خود را از دانشگاه ژنو برای اولین بار در انسان شناسی دریافت کرد. پژوهش های زیادی را روی جمجمه های انسانی ، ویژه گیهای نژادی وقوم شناسی انجام داد. بیش از ۶۰۰ مقاله در خصوص زیست شناسی انسانی ، ریشه ومقایسه مورفولوژی ،قوم شناسی ماقبل تاریخ ،اخته کردن انسان و تغییرات مورفولوژیکی به رشته تحریر در آورد.از وی کتابهای زیادی در خصوص انسان شناسی وگونه های نژادی   و تحقیقات انسان شناسی در شبه جزیره بالکان بر جای مانده است.او درسال ۱۹۳۶ به خواست آفت اینان و صلاحدید آتاترک تحقیقات وسیعی را در خصوص جمجمه های انسانی در ترکیه انجام داد.– از مترجم

ادامه دارد …

منبع : اخبار روز http://www.akhbar-rooz.net

10 دسامبر 2011 - Posted by | فارسی, تورک میللتی

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s